ایران انگلیسی شما را به خواندن این متن دعوت می نماید:
اگر به یادگیری زبان انگلیسی علاقه دارید و در عین حال به آشپزی هم علاقهمند هستید، ترکیب این دو میتواند یادگیری را بسیار جذابتر کند. در این آموزش، با استفاده از مثال پخت استیک، چند واژه و اصطلاح کاربردی انگلیسی را یاد میگیریم که هم در مکالمه روزمره و هم در دستورهای آشپزی کاربرد دارند.
fillet چیست؟
کلمه fillet به معنی “تکه گوشت بدون استخوان” است. این واژه معمولاً برای گوشتهای باکیفیت و نرم استفاده میشود، مخصوصاً در غذاهایی مثل استیک.
marinate یعنی چه؟
فعل marinate به معنی “مزهدار کردن” است. وقتی میخواهیم قبل از پخت، گوشت را با مواد مختلف طعمدار کنیم، از این اصطلاح استفاده میکنیم.
مواد لازم برای مزهدار کردن
برای یک مرینیت ساده و خوشطعم میتوانید از این مواد استفاده کنید:
garlic (سیر)
salt (نمک)
olive oil (روغن زیتون)
این ترکیب ساده کمک میکند طعم گوشت عمیقتر و لذیذتر شود.
setup the fire یعنی چه؟
عبارت setup the fire یعنی “آتش را آماده کردن”. این اصطلاح معمولاً در پختهای فضای باز یا باربیکیو استفاده میشود، جایی که باید ابتدا آتش یا زغال را آماده کنید.
درجات مختلف پخت استیک
یکی از مهمترین بخشهای سفارش یا پخت استیک، دانستن درجات پخت آن است:
rare: کاملاً آبدار و قرمز در داخل
medium rare: کمی پختهتر، اما هنوز آبدار
medium: پخت متوسط، نه خیلی آبدار نه خشک
medium well: نزدیک به کاملاً پخته
well done: کاملاً پخته و بدون آب
شناخت این اصطلاحات به شما کمک میکند دقیقاً همان استیکی را که دوست دارید سفارش دهید یا بپزید.