ایران انگلیسی شما را به خواندن این متن دعوت می نماید:
کلمه Enough یکی از پرکاربردترین واژههای زبان انگلیسی است که در مکالمات روزمره، فیلمها، کتابها و آزمونهای بینالمللی مانند IELTS و TOEFL بسیار دیده میشود. این کلمه میتواند نقش قید (Adverb)، ضمیر (Pronoun) و تعیینکننده (Determiner) را داشته باشد و معمولاً برای بیان «کافی بودن» یا «به اندازه کافی» به کار میرود.
در این مقاله، معنی، تلفظ، کاربردهای مختلف، ساختارهای گرامری و مثالهای متنوع Enough را بهصورت کامل بررسی میکنیم.
معنی کلمه Enough
معنیهای رایج:
- کافی
- به اندازه کافی
- به مقدار لازم
- بس
نقشهای گرامری Enough
کلمه Enough در جمله کاربردهای مختلفی دارد.
- Determiner (تعیینکننده)
- Adverb (قید)
- Pronoun (ضمیر)
کاربرد اول: Enough قبل از اسم
وقتی میخواهیم بگوییم مقدار چیزی کافی است، Enough قبل از اسم قرار میگیرد.
ساختار
Enough + Noun
مثال
We have enough time.
ما زمان کافی داریم.
There isn't enough money.
پول کافی وجود ندارد.
Do you have enough information?
آیا اطلاعات کافی داری؟
کاربرد دوم: Enough بعد از صفت
یکی از مهمترین نکات گرامری این کلمه این است که Enough بعد از صفت قرار میگیرد.
ساختار
Adjective + Enough
مثال
She is old enough to drive.
او به اندازه کافی بزرگ هست که رانندگی کند.
The room isn't big enough.
اتاق به اندازه کافی بزرگ نیست.
This coffee is hot enough.
این قهوه به اندازه کافی داغ است.
کاربرد سوم: Enough بعد از قید
ساختار
Adverb + Enough
مثال
He didn't study hard enough.
او به اندازه کافی سخت درس نخواند.
You aren't speaking clearly enough.
تو به اندازه کافی واضح صحبت نمیکنی.
ساختار مهم Enough to
یکی از پرکاربردترین ساختارهای انگلیسی:
ساختار
Adjective + Enough + To + Verb
مثالها
She is smart enough to solve the problem.
او به اندازه کافی باهوش است که مسئله را حل کند.
I'm strong enough to lift this box.
من به اندازه کافی قوی هستم که این جعبه را بلند کنم.
He isn't old enough to vote.
او به اندازه کافی بزرگ نیست که رأی بدهد.
کاربرد Enough بهعنوان ضمیر
گاهی Enough بهتنهایی استفاده میشود.
مثال
That's enough.
کافی است.
I've had enough.
دیگر بسم است.
Enough is enough.
دیگر کافی است.
مثالهای کاربردی بیشتر
We don't have enough food.
غذای کافی نداریم.
Are you warm enough?
به اندازه کافی گرم هستی؟
I don't earn enough.
من به اندازه کافی درآمد ندارم.
She practiced enough to win the competition.
او آنقدر تمرین کرد که مسابقه را برد.
You have done enough for today.
برای امروز به اندازه کافی کار کردهای.
تفاوت Enough و Very
بسیاری از زبانآموزان این دو را اشتباه میگیرند.
Very
شدت یک صفت را نشان میدهد.
She is very tall.
او خیلی قدبلند است.
Enough
کافی بودن را نشان میدهد.
She is tall enough.
او به اندازه کافی قدبلند است.
عبارتهای رایج با Enough
Good enough
به اندازه کافی خوب
This phone is good enough for me.
این گوشی برای من به اندازه کافی خوب است.
Fair enough
حق با توست / منطقی است
Fair enough. Let's do it.
قبول، منطقی است. انجامش بدهیم.
Enough is enough
دیگر کافی است.
Oddly enough
جالب اینجاست که...
اشتباه رایج زبانآموزان
❌ Enough big
این ساختار اشتباه است.
✅ Big enough
❌ Enough beautiful
اشتباه
✅ Beautiful enough
به خاطر داشته باشید که Enough بعد از صفت و قید، اما قبل از اسم قرار میگیرد.
مترادفهای Enough
- Sufficient
- Adequate
- Plenty of (در برخی موقعیتها)
- Ample
متضادهای Enough
- Insufficient
- Inadequate
- Too little
- Too few
تمرین
جملههای زیر را ترجمه کنید:
We have enough chairs.
She isn't old enough to drive.
That's enough for today.
He doesn't study hard enough.
Do you have enough experience?