ایران انگلیسی شما را به خواندن این متن دعوت می نماید:

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که در حال صحبت با کسی باشید، اما احساس کنید او اصلا حواسش به شما نیست؟ گاهی اوقات شخصی که با او صحبت میکنیم، آنقدر غرق در افکار، رویاها و یا خاطرات گذشتهاش میشود که وقتی از او سوالی میپرسیم، هیچ جوابی نمیدهد.
در چنین شرایطی متوجه میشویم که طرف مقابل اصلا گوش نمیداده و متوجه حرفهایمان نشده است؛ یا به اصطلاح رایج فارسی، "توی باغ نبوده" و حواسش جای دیگری بوده است.
اما اگر بخواهیم همین مفهوم را به زبان انگلیسی بیان کنیم، باید از چه اصطلاحی استفاده کنیم؟ در این مقاله با اصطلاح کاربردی "Out of the loop" آشنا میشویم.
معادل انگلیسی "توی باغ نبودن"
برای بیان این حالت که کسی در جریان امور نیست یا حواسش پرت شده است، از عبارت زیر استفاده میکنیم:
Out of the loop
این اصطلاح دقیقا زمانی کاربرد دارد که میخواهیم بگوییم کسی از موضوع بحث خارج بوده یا متوجه اتفاقات اطرافش نشده است.
مثالهای کاربردی در جمله
برای یادگیری بهتر، به مثالهای زیر و ترجمه آنها دقت کنید:
مثال اول: حواسپرتی در کلاس
زمانی که شخصی به دلیل رویاپردازی متوجه سوال یا بحث نمیشود:
Mark began to daydream, and didn't even hear the teacher's question. He was out of the loop.
ترجمه فارسی: مارک شروع به رویاپردازی کرده بود و اصلا سوال معلم رو متوجه نشد. اون توی باغ نبود.
مثال دوم: بیخبری در جلسات کاری
این اصطلاح همچنین زمانی استفاده میشود که شخصی در یک موقعیت جدی (مثل جلسه) حضور دارد اما نمیداند چه خبر است:
I was out of the loop during the negotiations and did not know what was going on.
ترجمه فارسی: من تمام مدت جلسه مذاکره توی باغ نبودم و نفهمیدم که چه اتفاقی افتاد.