ایران انگلیسی شما را به خواندن این متن دعوت می نماید:
صحبت کردن در مورد آب و هوا (Weather) یکی از رایجترین روشها برای شروع مکالمه (Small Talk) در کشورهای انگلیسیزبان است. چه در آزمون آیلتس باشید و چه در حال قدم زدن در خیابانهای لندن، دانستن صفتهای توصیفکننده هوا ضروری است.
در این مقاله آموزشی، ۶ کلمه کلیدی و پرکاربرد را بررسی میکنیم که به شما کمک میکنند وضعیت جوی را مثل یک حرفهای توصیف کنید.
ساختار گرامری: چطور از این کلمات استفاده کنیم؟
قبل از یادگیری لغات، به یاد داشته باشید که برای توصیف هوا معمولاً از ساختار زیر استفاده میکنیم:
It is + [Adjective / صفت]
مثال: It is sunny. (هوا آفتابی است.)
لیست لغات ضروری آب و هوا (Weather Vocabulary)
در این بخش معنی دقیق کلمات درخواستی را همراه با مثالهای واقعی بررسی میکنیم:
1. Sunny (آفتابی)
این کلمه زمانی استفاده میشود که خورشید در آسمان میدرخشد و ابری جلوی آن را نگرفته است. نماد هوای خوب و روشن است.
معنی: آفتابی، روشن
مثال:
It’s a sunny day, let’s go to the beach.
(یک روز آفتابی است، بیا به ساحل برویم.)
2. Foggy (مهآلود)
وقتی دید شما کم است و تودهای از بخار آب نزدیک سطح زمین قرار دارد، هوا "Foggy" است. این حالت معمولاً در صبحهای سرد یا در جادههای کوهستانی دیده میشود.
معنی: مهآلود، دارای مه
مثال:
Please drive carefully; the road is very foggy.
(لطفاً با احتیاط رانندگی کن؛ جاده خیلی مهآلود است.)
3. Windy (بادی / طوفانی)
زمانی که باد با شدت میوزد. این کلمه میتواند برای یک نسیم خنک شدید یا هوای قبل از طوفان استفاده شود.
معنی: بادی، پر باد
مثال:
It is too windy to play badminton outside.
(هوا برای بازی بدمینتون در بیرون، بیش از حد بادی است.)
4. Rainy (بارانی)
یکی از پرکاربردترین لغات، به خصوص در انگلستان! زمانی که باران میبارد یا زمین خیس است.
معنی: بارانی
مثال:
Don't forget your umbrella on rainy days.
(چترت را در روزهای بارانی فراموش نکن.)
5. Snowy (برفی)
این صفت برای روزهایی استفاده میشود که برف میبارد یا زمین پوشیده از برف است.
معنی: برفی
مثال:
The mountains are snowy and beautiful in winter.
(کوهها در زمستان برفی و زیبا هستند.)
6. Cloudy (ابری)
زمانی که آسمان پوشیده از ابر است و خورشید دیده نمیشود. گاهی اوقات "Cloudy" نشاندهنده احتمال بارش باران در آینده نزدیک است.
معنی: ابری
مثال:
It looks cloudy; I think it might rain soon.
(هوا ابری به نظر میرسد؛ فکر کنم به زودی باران ببارد.)